غریزه لانه سازی...
سلام گنجیشکه من![]()
مامانت الان مثل یه گنجیشک (البته از نوع گنجیشک مامانی و تپلی
) به فکر ساختن یه اتاق خوشگل و منحصر به فرد برای جوجه شه... گاهی شبها تا دیروقت فکر می کنم
و هی وسایل و توی ذهنم از این ور به اون ور جابجا می کنم
. یه شب به بابا محسن گفتم دارم اتاق پسر و توی ذهنم می چینم گفت خانوم مراقب باش،سنگینی بلند نکنی،ضرر داره
...
آره عزیزم تا حالا اتاق تو پر بوده از وسایل دیگه، الان باید هر کدومشون به جاهای دیگه خونه انتقال پیدا کنن، واسه همین خیلی زیاد نیاز به فکر دارم
که هر چیزی بره سر جای خودش باید تغییراتی توی کشوها، دراور، کمد و غیره بدم، از طرفی چون سرویس خوابت الان آماده نشده
کمی دچار وسواس می شم
که اگه اینور باشه بهتره و یا اونور باشه بهتر می شه... داشتم کتاب می خوندم
دیدم ای دل غافل، این حس یه حسیه بین همه ی مادران به نام غریزه ی لانه سازی... جالبه تو کتاب نوشته: اغلب در این مرحله ی زمانی، غریزه ی لانه سازی در مادر قوی است. ممکن است به قدری خود را پرانرژی احساس کنید که بخواهید همه ی کشوها و کمدهای خانه را به هم بریزید. سعی کنید قدری خودتان را کنترل کنید.
برام خیلی جالب بود وقتی اینو خوندم. البته فکر کنم خدا این غریزه رو تو وجود مادر گذشته که زمان انتظار کمی راحتتر سپری شه
، اینکه فکر مادر به جاهای دیگه هم معطوف بشه و از این انتظار کمی دور بشه
...
خب، پس مامانی بره با این حس برای جوجوش لونه بسازه
...
مـــــــــــــــــــــــــاچ


غریزه لانه سازی...
