ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

غریزه لانه سازی...

1390/3/29 18:31
نویسنده : ندا
346 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گنجیشکه من

مامانت الان مثل یه گنجیشک (البته از نوع گنجیشک مامانی و تپلی) به فکر ساختن یه اتاق خوشگل و منحصر به فرد برای جوجه شه... گاهی شبها تا دیروقت فکر می کنم و هی وسایل و توی ذهنم از این ور به اون ور جابجا می کنم. یه شب به بابا محسن گفتم دارم اتاق پسر و توی ذهنم می چینم گفت خانوم مراقب باش،سنگینی بلند نکنی،ضرر داره...

آره عزیزم تا حالا اتاق تو پر بوده از وسایل دیگه، الان باید هر کدومشون به جاهای دیگه خونه انتقال پیدا کنن، واسه همین خیلی زیاد نیاز به فکر دارم که هر چیزی بره سر جای خودش باید تغییراتی توی کشوها، دراور، کمد و غیره بدم، از طرفی چون سرویس خوابت الان آماده نشده کمی دچار وسواس می شم که اگه اینور باشه بهتره و یا اونور باشه بهتر می شه... داشتم کتاب می خوندم دیدم ای دل غافل، این حس یه حسیه بین همه ی مادران به نام غریزه ی لانه سازی... جالبه تو کتاب نوشته: اغلب در این مرحله ی زمانی، غریزه ی لانه سازی در مادر قوی است. ممکن است به قدری خود را پرانرژی احساس کنید که بخواهید همه ی کشوها و کمدهای خانه را به هم بریزید. سعی کنید قدری خودتان را کنترل کنید.

برام خیلی جالب بود وقتی اینو خوندم. البته فکر کنم خدا این غریزه رو تو وجود مادر گذشته که زمان انتظار کمی راحتتر سپری شه، اینکه فکر مادر به جاهای دیگه هم معطوف بشه و از این انتظار کمی دور بشه...

خب، پس مامانی بره با این حس برای جوجوش لونه بسازه ... 

مـــــــــــــــــــــــــاچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (27)

مامان ماهان
29 خرداد 90 18:32
قربون این جوجو کوچولو که مامانش میخواد لونه خوشگل و ناز براش درست کنه آفرین ندا جونم ولی مراقب خودت باش بوووووووووووووووووووس


سلام، چشم مامان ماهان
مامان سید ابوالفضل
29 خرداد 90 18:55
سلام عزیزم واقعاً همینطوره مواظب خودت و نی نیمون باش بوسسسسس*
مامی مائده
29 خرداد 90 22:46
واااای چه جالب، منم این شبا خیلی طول میکشه تا خوابم ببره چون همه اش دارم فکر میکنم به کارایی که باید در اینده انجام بدم و چیزایی که باید واسه نی نیم فراهم کنم. تمام و فکر و ذکرم شده اون. ایشالا که موفق باشین


سلام، ایشاالله که موفق باشی، و بتونی به همه ی کارات برسی
نگار
30 خرداد 90 11:47
اين بوس براي ني ني ناز و مامانش
خــــــــوشــــــــــــــبحالت كه آخراشي ديگه ايشالله به راحتي و سلامتي...


قربونت برم ، برای همه به راحتی و سلامتی ایشاالله
مامان تربچه
30 خرداد 90 12:36
چه بامززززززززه
حواست به خودت و آقا ابوالفضل باشه خانمی


چشم مامانی
مامان فرشته
30 خرداد 90 15:21
سلامممممممم عزیز دلم خوبی ؟
چقدر جالب بود ندا جون
منم دقیقاً به همین درد دچار شدم
مواظب پسمل ناز ما باش عکس گذاشتی خبرم کنی ها
منتظرم
بوسسسسسسسسس


آره خیلی جالبه، ایشاالله روزی که عسکهای نی نی هامون و بذاریم
خاله مریمش فداش شه
30 خرداد 90 15:56
سلام ندا جونم خوبی الحمدلله؟
چه جالب که توی همه ی مادرها این حس قشنگ مشترکه حتی من الان یه جفت یاکریم پشت پنجره دیدم که داشتن وسه ی بچه دار شدنشون لونه سازی میکردن، همینه که میگن بهشت زیر پای مادرانه دیگه
ایشالله که وسایل هاش رو میخریمو وقتی که به دنیا اومد کلی باهاشون صفا میکنه
راستی بابت نقاشی ها هم که قراره براش بکشیم کلی فکر کردم و هروقت که حوصلش رو داشتی مقوا بگیریم تا با هم کلی نقاشی بکشیم
به امید روزی که میاد و میره توی اتاقش کلی بازی های رنگوورنگ میکنه....
خدا یارت پناه همه ی خانم ها ی باردار به ویژه خواهر من باش


مرسی خاله تو خیلی مهربونی
خاله مریم
30 خرداد 90 16:19
خداوند برای اینکه ذره ای تنها ذره ای از محبت خودش را به بشر بچشاند محبت مادری را در دل مادر نهاد یه لحظه به محبت به فرزندش و نیاز کودک به مادرش رو تصور کن ...حالا این رو بی نهایت برابر کن تا بفهمی خدا چقدر دوست داره و چقدر به خداجون نیازمندی !!!
زينب عشق مامان و بابا
30 خرداد 90 16:40
سلام پسمل ناز ما چطوره خيلي مراقب خودتون گل پسر باشيد


سلام، تشکر خوبیم
سودي
30 خرداد 90 17:34
سلام
مامان ابوالفضل الان که داري لباس ها و وسايلشو ميچيني همش ميگي يعني اينو که ميپوشه چه شکلي ميشه - يعني ميشه اين جغجغشو تو دستاي نازش ببينم ......... خيلي زود ميگذره و همه اينارو ميبيني مواظب خودت و پسملي که قراره مثل صاحب اسمش مرد بزرگي بشه باش مي بوسمت


سلام، بی صبرانه منتظره اون روزهام، فدات شم، خیلی خوشحالم کردی
مامان فرشته
31 خرداد 90 1:47
الهی قربونت برم عزیزم ممنونم حتماً دعام کن که محتاجم بوسسسسسس


فدای تو،التماس دعا
مادر کوثر
31 خرداد 90 14:41
آخیییییییییییی چه خوشگل
نازیییییییی مامانی. خودتو زیاد خسته نکنیاااااااااا


چشم مامانی
مامان نسي
31 خرداد 90 14:51
عزيزم زياد فكرو خيال نكن منم مثل شما بودم ولي اتاق آرتينم اونجوري كه تو خيالم طراحي كرده بودم نشد فقط بي خوابي برام موند ولي اين بي خوابي هاهم برام شيرين بود الهي قربون تمام ني ني ها بشم من راستي عكس اتاق آرتينم وميذارم تو وب بوس بوس


سلام، چشم مامان آرتین جون
مامان ماهان
31 خرداد 90 15:56
مامان ماني
31 خرداد 90 20:58
سلام .... آخي نازي ...................
سامی
31 خرداد 90 21:37
سلام مامان ابوالفضل کوچولو واسه شما هم مبارک انشاله اول خدا و بعد ابوالفضل نگه دارش باشن و گل پسرت سالم و صالح و قوی بدنیا بیاد
مامان نرگس
1 تیر 90 10:26
الههههههههههههههههههی دیگه چیزی نمونده که نی نی رو بغل بگیری
abbas
1 تیر 90 12:27
براي اولين باره كه اين رو مي شنوم تا ه حال نديده بوده چنين حسي رو مادرها تعريف بكنند
خاله مناش
1 تیر 90 17:37
وای خدایا ایشاالله زمان چیدمان واقعی اتاق ابوالفضل کوچولومون برسه و این باجی ندایی از این همه فکر و مشغله ی لانه سازی حداقل یه خرده بیاد بیرون و این بار کم کم خودشو آماده ی زایمان کنه... با ذوق و سلیقه ای که مامان ندایی داره مطمئنم بهترین اتاق چیده میشه ایشاالله روز به دنیا اومدنت رو تو اتاقت جشن بگیرم ابوالفضل نازنینم
حسنا سادات
1 تیر 90 17:52
سلام نداجون.خوبی؟ پسر گلت خوبه. امیدوارم که نی نی عزیزتو سالم و سلامت بدنیا بیاری.
نازنین نرگس نفس مامان
1 تیر 90 21:09
زیاد سخت نگیر عزیز یعنی فکرت رو مشغول نکن یعنی یه اتاق خوشکل بچین بدون دغدغه
زينب عشق مامان و بابا
2 تیر 90 10:30
سلام خوب هستيد؟حالا كه سخت مشغول چيدن اتاق پسرگلتون هستيد اگه مي تونيد از لحظه لحظه كارهايي كه براش انجام ميديد عكس بگيريد تا بعدا هم براي خودتون جالبه هم گل پسرتون
سارا
2 تیر 90 14:56
سلااام عزیزم خوبی؟مسی که پیشم میای ایشالله زودتر اتاق کوچولوتو درست کنی راستی ما آپ هستما دوست داشتی بیا عجیجم
shahab
3 تیر 90 1:41
می گذره به زودی پشنهاد میکنم به سایت آیکیا سر بزنی ikia.com اونجا به روزترین اتاق ها رو میبینی و کلی ایده میگیری
مامان ماني
3 تیر 90 22:51
مرسي به من سر زديد .... واسم خيلي دعا كنيد .... انشاء ا... ني ني شما هم سالم و تندرست باشه .....
مامان ماهان
4 تیر 90 23:46
نازنین تر‎ ‎ز‎ ‎تو‎ ‎کس نیست که یادش بکنم. سر‎ ‎و‎ ‎دل عاشق یک ناز‎ ‎نگاهش بکنم. تا‎ ‎زمین هست و‎ ‎زمان هست بگویم ای دوست‎, تو‎ ‎عزیزی و‎ ‎عزیزان به فدایت بکنم